مرور خاطرات
پسر خوبم عزیز دلم خیلی دوست دارم.توقلب منیییییییییییییییی
عاشقتم.پارسال همین موقع لحظه شماری می کردیم که شما به دنیا بیایی و روی ماهت رو ببنیم.نمی دونستیم چه شکلی هستی!همه چیز مبهم بود!اما الان که نزدیک به 1 ساله که با مایی و تازه الان می فهمم که چه جواهری هستی پسر کوچولوی من
خدا رو هزار بار شکر می کنم که مادر شدم.روزهای سختی رو پشت سر گذاشتم.اما خیلی زود گذشت.دلم برای روزهای بارداری و خرید سیسمونی و انتخاب دکترو چیدن اتاقت و همهههههههههههه اون روزها تنگ شده.حتی دلم برای خودم هم تنگ شده.خیلی با قدیم ها فرق کردم.خیلی دقدقه های مادرانه در سر دارم.همه روزهای با تو بودن زیباستتتتتتتتتتت
من وقتی دست های کوچولوت رو تو دستام می گیرم انگار دنیا رو دارم پسرم
دوست دارم بهترین زندگی رو داشته باشی و انسان موفقی باشی.من عاشق گریه ها و خنده هاتم.تو نور چشم منییییییییییییییییییییییییییییییییییی
حالا از دیروز بگم تم های تولدت به دستمون رسیدن.خیلی خیلی خوشگلن
از دوست خوبم مینا جون مامی سام عزیزم تشکر می کنم که من رو راهنمایی کرد
عمو سعیدت هم 1لباس خیلی خوشگل برای شما خریده بود و ما رو غافلگیر کرد
اخه من می خواستم همون رو برای شما بخرم.دستشون دردنکنه
به روز تولدت داریم نزدیک می شیم خوشگل من.از الان بهت تبریک می گم پسرم


دوستتتتتتتتتتتتتت دارم عشقم





مرور خاطرات 

